==جنگ قره‌باغ کوهستانی: دشمنِ واقعی کارگران، در درون کشور خودی ست.

==درگیری صد ساله

جنگ ارمنستان و آذربایجان بر سر قره‌باغ کوهستانی، موضوع جدیدی نیست. با این حال، مرگ صدها و آوارگی حدود صد هزار نفر در طی چند روز، نه تنها نشانگر وضعیت ناامیدکننده ای است که هر دو کشور را به کام خود کشیده، بلکه حاکی از شکاف به طور فزاینده در درون سرمایه داری جهانی است.

دقیقاً یک قرن از اولین جنگ بر سر منطقه مورد مناقشه قره‌باغ کوهستانی می گذرد. در سال ۱۹۲۰، در حالی که هنوز جنگ داخلی در روسیه جریان داشت، دو استان سابق امپراتوری روسیه خود را مستقل اعلام کردند و بلافاصله بر سر سرزمینی با اکثریت ساکنان ارمنی در محصور مناطقی با اکثریت ساکنان آذری، با یکدیگر جنگیدند. هنگامی که نیروهای اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی کل منطقه قفقاز را دوباره تصرف کردند، با ایجاد « استانِ » خودمختارِ قره‌باغ کوهستانی در جمهوری سوسیالیستی آذربایجان (که جمعیت آن ۷۰ ٪ ارمنی بود) « مسئله » را حل کردند.

به سال ۱۹۸۸ برمیگردیم وقتی که اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی در حال از دست دادن کنترل اکثر مناطق غیر روسی خود بود. در آن سالها این کشور به حمایت از آذربایجان تمایل پیدا کرد و در نتیجه قیام ملی گرایان ارمنستان را در قره‌باغ کوهستانی برانگیخت. قتل عام برای ترویج پاکسازی قومی (بیشتر آذری ها از سرزمین محصور خارج شدند و برخی از ارامنه آذربایجان را ترک کردند) توسط هر دو طرف انجام شد. در زمان برقراری آتش بس در سال ۱۹۹۴، یک میلیون نفر مجبور به آوارگی و ۳۰ هزار نفر کشته شدند. گروه سازمان امنیت و همکاری در اروپا در مینسک (بلاروس) به ریاست فرانسه، روسیه و ایالات متحده آمریکا (1) برای ایجاد یک راه حل دائمی تر تشکیل شد، اما بدون موفقیت بود. هیچ معاهده صلحی شکل نگرفت و هیچ سالی هم بدون درگیری مرزی که گاهاً چند روزی هم طول کشیده، نگذشت.

ارمنستان نه تنها بیشتر مناطق قدیمی قره‌باغ کوهستانی بلکه مناطق پیرامونی آذربایجان را نیز تحت کنترل دارد. امروزه توسط ارامنه، اصطلاحا جمهوری آرتساخ نامیده می شود، اما هیچ کشوری، حتی خود ارمنستان هم، آنرا بعنوان کشوری مستقل به رسمیت نمی‌شناسد.

در سال ۲۰۰۸ مجمع عمومی با ۳۹ رأی موافق و ۷ رأی مخالف، قطعنامه۶۲/۲۴۳ را تصویب کرد که خواستار خروج فوری تمام نیروهای ارمنستان از خاک اشغال شده آذربایجان بود. سه رای مخالف از آنِ رئیس مشترک گروه مینسک، فرانسه، روسیه و ایالات متحده، قابل توجه بود. به هر حال آنهم نتیجه ای بیشتر از همه قطعنامه هایی که از سال۱۹۶۷خواستار عقب نشینی اسرائیل از سرزمین های اشغالی فلسطین بود، نداشت.

در سطح جهانی، سال ۲۰۰۸ نیز حائز اهمیت بود - بر شدت بحران اقتصادی که پیشاپیش به سقوط اتحاد جماهیر شوروی شوروی در ۱۹۹۱ کمک کرده بود حالا شدیدتر هم شده بود. در سالهای پس از آن سیستم سرمایه داری جهانی، علیرغم افت سرمایه گذاری های سودآور، پایدار ماند و حبابی که سوداگری مالی ایجاد کرده بود در سالهای ۸-۲۰۰۷ ترکید. پیامدهای آن در سراسر جهان طنین انداز شد و در ارمنستان مردم را به خیابانهای پایتخت کشاند تا مخالفت خود را با انتخابات جعلی نشان دهند. در سال ۲۰۱۱ نوبت به مردم آذربایجان رسید که از « بهار عربی» آن سال الهام گرفته بودند. امتیازات از طرف هر دو دولت داده شد تا دوباره کنترل ( به ویژه سرکوب وحشیانه در آذربایجان ) را برقرار کند اما جنبش های مردمی، طبقه حاکم را در هر دو دولت، بیش از هر زمان دیگری مستاصل تر کرد. ارمنستان می‌خواست که آنچه را که به دست آورده نگهدارد و آذربایجان هم آنچه را از دست داده بود، بازگرداند. برای این کار کارتی که هر دو طبقه حاکم مثل همیشه بازی می کنند چیزی نیست جز ناسیونالیسم.

==بیماری ناسیونالیسم

آذربایجان و ارمنستان مانند بسیاری دیگر از کشورهای پسا اتحاد جماهیر شوروی، در دهه ۱۹۹۰ دچار فاجعه اقتصادی شدند. بدون زنجیره تولید برای اقتصاد برنامه ریزی شده اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، هر دو مشمول طرح های خصوصی سازی فاسد و هردمبیلی بودند. تفاوت در این بود که آذربایجان نفت داشت و ارمنستان فاقد نفت. هر چند عواقب آن در کوتاه مدت، به نفع ارمنستان بود. در هر دو دولت، جرگه سالاران (الیگارش) برای دستیابی به قدرت جنگیدند اما در آذربایجان مبارزه برای کنترل نفت منجر به جنگ داخلی شرورانه ای بین جنگ سالاران مختلف شد. در ارمنستان از زمان سقوط كامل بخش صنعتي رو به رشد، جرگه سالاران كمتر مجبور به جنگ بودند. اقتصادی که زمانی اتومبیل، لوازم خانگی، منسوجات و ماشین آلات صنعتی برای فروش در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی تولید می کرد، به یک صادر کننده سنگ مس و کنیاک تبدیل شد. اما در حالی که نخبگان آذربایجانی برای کنترل نفت می‌جنگیدند، وحدت طبقه حاکم ارمنستان پیرامون دفاع از قره‌باغ کوهستانی تحکیم یافت.

جنگ ۱۹۸۸ -۱۹۹۴ یک رویداد وحشیانه بود که علی رغم استفاده از سلاح های غارت شده از پایگاه های قدیمی اتحاد جماهیر شوروی، به دلیل قساوت و وحشیگری، اغلب در سنگرها، آنچنان که در جنگ جهانی اول وجود داشت، احتمالا از همه جنگ های یوگسلاوی سابق نیز پیشی گرفت. عکس های « اعضای بدن » از قطع عضو بی رحمانه اجساد و سر بریدن ها، از هر دو طرف به منظور تقویت ماندگاری ناسیونالیستی کلیشه ای، به طور گسترده منتشر شده بود.

اما، با توجه به وجود اختلاف در میان نخبگان آذربایجان، ارمنستان در سال ۱۹۹۴ در جنگ فایق شد و اکنون نه تنها بیشتر قره‌باغ کوهستانی بلکه ۹ درصد آذربایجان را نیز در سرزمین های اطراف آن در اختیار گرفت. در باکو، این افتضاح، حیدر علی اف رئیس پیشین کا.گ.ب. و عضو سابق کمیته مرکزی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی را به قدرت رساند. وی که به « اژدها » معروف شد، مخالفان جرگه سالار خود را در هم کوبید و خود و خانواده اش را به تیول دار بخش نفت تبدیل کرد. هنگامی که وی در سال ۲۰۰۳ درگذشت، پسرش الهام سلطنت را به ارث برد.

در همان زمان، بخت و اقبال، دو کشور را در دو راه جداگانه انداخت. با شکسته شدن زنجیره های عرضه و تهیه از روسیه، حدود یک میلیون ارمنی (یک سوم جمعیت) تا سال ۲۰۰۰ مجبور به ترک کشور فقیر خود شدند. از طرف دیگر، آذربایجان، جایی که نفت معادل ۹۰٪ از درآمد را تشکیل میداد، رونق و بالا رفتن قیمت نفت را تجربه کرد. این حتی پس از فروپاشی مالی سال ۲۰۰۸ نیز ادامه یافت. علی اف پولهای کلانی را برای ساخت ساختمانهای مجلل باکو هزینه کرد و همراه با آن، 3 میلیارد پوند اسلحه در سال (بیشتر از کل تولید ناخالص داخلی ارمنستان) برای تهیه تسلیحات از روسیه و اسرائیل (آذربایجان با ایران مرز مشترک دارد و از این لحاظ برای اسرائیل از اهمیت استراتژیک برخوردار است) صرف کرد. همچنین، این ثروت به علی اف اجازه داد تا با پرداخت یارانه مواد غذایی، نارضایتی عمومی سال ۲۰۱۱ را بخرد. اما با سقوط قیمت نفت در سال ۲۰۱۴ (2) درآمد در آذربایجان به شدت سقوط کرد. با كاهش نصف درآمد، خرج بيش از پيش تسلیحاتی زير سوال رفته و زمان استفاده از اسلحه‌های خریداری شده، فرا رسیده بود.

این پس زمینه حمله آذربایجان به قره‌باغ کوهستانی در سال ۲۰۱۴ بود. جنگ چهار روزه که منجر به کشته شدن حدود ۴۰۰ نفر شد، در استفاده از بمب های « غیرقانونی » خوشه ای و هواپیماهای بدون سرنشین اسرائیلی، خود را متمایز کرد. در چند ساعت اول آذربایجان توانست چند کیلومتر مربع قلمرو را به دست آورد و نه بیشتر، اما ناظران نظامی (3) می گویند که آنها از اهمیت استراتژیک برخوردار بودند. این امر دوباره در یک درگیری مختصر دیگر در ژوئیه سال جاری تکرار شد، که به نظر می‌رسد که آذری ها در حال تست دفاع ارامنه بوده باشند. آیا هر دو آنها، قدمی به جلو برای جنگ جدید امروز بودند؟ هر چه که بوده باشد، کل بنیان ایدئولوژیک خاندان علی اف بر یک ملی گرایی باریک با بازیابی سرزمین های از دست رفته آذربایجان از جمله قره‌باغ کوهستانی متمرکز شده است.

در ارمنستان طبقه حاکم در تشتت بیشتری بسر میبرد اما حول ناسیونالیسم خود متحد هستند. ملی گرایان لیبرال، عمدتاً روشنفکران قدیمی بازمانده از زمان اتحاد جماهیر شوروی و ملی گرایان نظامی یا محافظه کار به شدت درگیر مبارزه برای دفاع از قره‌باغ کوهستانی هستند. دومین طیف که بیشترین رئیس جمهورها را در اختیار ارمنستان قرار داده، خود را « تسغاکرون » ( به معنای « حامل نژاد» )، ذات معنوی و بیولوژیکی ملت « کلاسیک » ارمنستان می داند. این بدان معناست که دفاع قره‌باغ کوهستانی مسئله اصلی آنهاست و هرگونه اعتصاب و اعتراض مثل همیشه بعنوان امر « غیر وطن پرستانه »، مورد حمله قرار می گیرد.

در عمل هر دو جناح در دزدی از خزانه دولت و دفاع خشونت آمیز از كنترل انحصار خود، به یک اندازه دزدسالار هستند. این امر به طور دوره ای با اعتراض در انتخابات تقلبی به اوج خود می رسد. آخرین مورد از این موارد در سال ۲۰۱۸ بود که حزب محافظه کار جمهوری خواه برای چندمین بار سعی در تقلب در انتخابات داشت. یک اعتراض ۶ هفته ای منجر به کودتای غیر خشونت آمیز دیگری (به اصطلاح « انقلاب مخملی ») شد که ملی گرایان لیبرال را دوباره به قدرت رساند. هنگامی که حزب جمهوریخواه در انتخابات سال ۲۰۱۹ همه کرسی های خود را از دست داد، فرض بر این بود که دولت جدیدِ نیکول پاشینیان انعطاف بیشتری در وضعیت قره‌باغ کوهستانی خواهد داشت. اگرچه هنوز به اتحاد نظامی با روسیه (که هنوز در آنجا پایگاه نظامی دارد) متکی است، ولی دولت وی به طور فزاینده ای غرب گرا شده و حتی سفارت خود را در اسرائیل تأسیس کرده است. با این حال، معنای این امر در عمل مشخص نیست، زیرا آنها پیشاپیش در تنگنای ایدئولوژی ملی گرایانه خود قرار دارند که یک وجب از خاک را از دست نخواهند داد، هرچند خون زیادی ریخته شود.

== ابعاد بین‌المللی

تشدید رقابت در سایه یک بحران طولانی و حل نشده سرمایه داری فقط محدود به صحنه قفقاز نیست. همه قدرتها، بزرگ و کوچک، مشکلات اقتصادی خود را دارند و همه به دنبال بهبود شرایط مادی خود هستند و همچنین در تلاشند که با بازی بر روی احساسات ملی گرایانه توجهات را از شکست های سیستم منحرف کنند.

تا آنجا که به قدرت های همسایه مربوط می شود، جنگِ جدید، امر ناخواسته و تهدید بالقوه، برای روسیه و ایران بوده است. هر دو سعی کرده اند جلوی آن را بگیرند. در مقابل، بحران کنونی، بیش از هر چیز، نتیجه دخالت مستقیم ترکیه اردوغان است.

روسیه مدتهاست که سعی دارد خود را به عنوان « واسطهٔ صادق » برای هر دو طرف مطرح کند، اما در واقعیت همیشه به ارمنستان گرایش دارد که با آن یک اتحاد رسمی نظامی دارد. این کشور همچنین به هر دو طرف اسلحه می فروشد اما ارمنستان بر خلاف آذربایجان، اسلحه خود را با تخفیف دریافت می کند. روسیه در گروه مینسک (حداقل تا آنجا که شناخته شده است) در این مورد مطلقاً کاری نکرده که ارمنستان را ترغیب کند که صلح آمیز، سرزمین هایی را که نزدیک به ۳ دهه پیش از آذربایجان گرفته است، رها کند. روسیه هر چند که اخیراً به وحشیانه ترین شکلی، شورش های جهادی در چچن و داغستان را « منفعل » کرده است، با این حال نگران است که این جنگ جدید در قفقاز بتواند درگیری های دیگر را در اقمار سابق خود در آسیای مرکزی شعله ور کند. در حال حاضر قرقیزستان یکی از (فقیرترین « کشورهای جانشین » اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی) در مورد مسئله معمول تقلب در انتخابات (برای سومین بار در ۱۵ سال گذشته) آشفته است و به نظر می رسد نزدیک به جنگ داخلی باشد. با توجه به اینکه روسیه برای از دست دادن احتمالی متحد خود لوکاشنکو در بلاروس، تحت فشار بوده (4) ، و نیز عدم حل و فصل درگیری در اوکراین، آخرین چیزی که پوتین (به نظر می رسد محبوبیت وی در داخل کشور رو به زوال است) به آن نیاز دارد، درگیری دیگر در روسیه، امپراتوری شوروی سابق باشد.

ایران نیز وضعیت مشابهی دارد. از نظر رسمی، ظاهرا بی طرف است اما اسنادی که از سال ۲۰۱۶ به بیرون درز کرده به وضوح نشان می دهد که در واقع در جنگ چهار روزه حمایت بیشتری از ارمنستان کرده است. گذشته از همه اینها، این اسرائیل دشمن اصلی ایران بود که هواپیماهای بدون سرنشین و بمب های خوشه ای را تأمین می کرد که در چند روز اول جنگ قره‌باغ کوهستانی، آذربایجان را در موقعیت برتری قرار داد. گرچه آذربایجان دارای همان مذهب شیعه است، اما تا حد زیادی سکولار است، بنابراین مذهب در آنجا از اهمیت درجه دوم یا حتی سوم از ملی گرایی قرار دارد. ایران شامل اقلیت هایی از ارمنستان و آذربایجان است و با هر دو کشور مرز دارد. با این حال، در امتداد مرز آذربایجان، چندین استان آذری زبان نیز وجود دارد که شامل گروه های ملی گرایانه است که برای تبدیل شدن به بخشی از آذربایجان تحریک می شوند. فیلم های موجود در یوتیوب (5) تظاهرات نسبتاً کوچکی را در تبریز (پایتخت آذربایجان ایران) نشان می دهد که شعارهای طرفداری از آذربایجان مانند « قره‌باغ کوهستانی متعلق به ماست و همیشه خواهد بود » و همچنین شعارهای ضد رژیمی را سر می دهند.

رژیم ایران مایل است جلوی اینها و گسترش جنگ را بگیرد. در نتیجه، در تلاش برای رفع تنش ها، نمایندگان رهبر ایران آیت الله علی خامنه ای در چهار استان آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی، اردبیل و زنجان بیانیه مشترکی ارائه دادند که « قره‌باغ کوهستانی متعلق به جمهوری آذربایجان است » (6) در همان زمان امام جمعه تبریز با طرح این پرسش كه چرا آذربایجانِ شیعه، اسلحه اسرائیلی میخرد، سعی در تضعیف ملی گرایان آذری داشت. رژیم تهران همچنین اطلاعتی را درز داده تا معلوم شود که خرابکاری اسرائیل در تأسیسات هسته ای، مانند آنچه در فردو انجام شد، ممکن است به دلیل نشت اطلاعات از استان های آذربایجان ایران صورت گرفته باشد. اضطراب رژیم ایران آشکار است. سعید خطیب زاده ، سخنگوی وزارت امور خارجه گفت که این کشور درگیری در مرزهای خود و تجاوز به خاک خود را تحمل نخواهد کرد و هرگونه تجاوز به مرزهای خود را « خط قرمز » می داند. وی در ادامه گفت که « پایان دادن به جنگ » با طرف های درگیر و همچنین دولت های منطقه ای و همسایگان در حال رایزنی است. (7) بنابراین این کشور به روسیه پیوسته تا به جنگ خاتمه دهد که آتش بس « بشردوستانه » ۱۰ اکتبر را شکل داد.

ترکیه طبق برنامه امپریالیستی خود، تلاش آنها را با دامن زدن به درگیری ها، تضعیف می کند. تنها چند هفته قبل از آغاز جنگ فعلی، اردوغان این جمله را تکرار کرد که آذربایجان و ترکیه « دو کشور هستند با یک قلب تپنده ». منظور او از این امر احتمالاً این بود که ترکیه به نفت و گازی که با دو خط لوله از باکو از طریق گرجستان وارد میکند، به شدت وابسته است. (دور زدن خاک ارمنستان، اما ارمنی ها در نبردهای ژوئیه به طور خطرناکی به آن نزدیک شدند). پیشتر این گفته چاووش اوغلو، وزیر خارجه ترکیه كه « آتش بس صرف » دیگر كافی نیست، اهداف ترکیه را روشن كرده بود. رئیس وی بنابراین علناً خواستهای فرانسه، ایالات متحده و روسیه برای پایان جنگ را رد کرد.

کمک ترکیه به آذربایجان فقط به ابراز احساسات یا حمایت دیپلماتیک محدود نمی شود. تلاش برای پس گرفتن قره‌باغ کوهستانی نشان می دهد که آذربایجان اکنون به قدرت نظامی بیشتر از سال ۲۰۱۶ ، دست یافته است. علاوه بر تسلیحات روسیه و اسرائیل، ترک‌ها، هواپیماهای بدون سرنشین (8) و هواپیماهای جنگی خود را نیز عرضه کرده اند. همچنین ادعا شده است كه آنها همانند لیبی، هزار مزدور اسلامگرا را از ادلب در سوریه برای كمك به نیروهای مسلح آذری اعزام كرده اند. بنابراین آنها همه تلاش خود را می کنند تا اطمینان حاصل کنند که آذربایجان بتواند خاک از دست رفته خود را «بازپس» گیرد .

برای اردوغان هزینه‌های انسانی بلاموضوع است، اما برای منحرف کردن توجهات از استفاده بمب های خوشه ای در مناطق غیرنظامی و غیره، او مدعی ست که ترکیه نقش دفاع از مظلوم را بازی می کند. این ادعا حالا نه تنها مشمول « برادران آذربایجانی » ست بلکه سالهاست که « ستمدیدگان از سوریه تا لیبی، از مدیترانه شرقی تا قفقاز » را نیز در بر گرفته است.

ترکیه دوستان کمی دارد. این کشور با خرید موشک های ضد هوایی SS400 روسی با ایالات متحده اختلاف دارد. این کشور در جنگهای نیابتی در لیبی (11) و سوریه در طرف مقابل روسیه قرار دارد. (12) از آنجائیکه در مناطق وسیعی از مدیترانه شرقی به منظور ذخایر گازی،حریم هوایی خود-اعلام کرده ترکیه، مورد مناقشه حقوقی ست، نیروهای هوایی این کشور دائماً حریم هوایی یونان را نقض می کنند. این مسئله خاص، ترکیه را با قبرس، اسرائیل، مصر و نیز بواسطه یونان با اتحادیه اروپا، درگیر کرده است.

چه چیزی در پشت تهاجم ستیزه جویی ترکیه نهفته است؟ اردوغان ضربه بزرگی را در سیاست خارجی در سال ۲۰۱۳، وقتی که دولت اخوان المسلمین مرسی توسط ارتش در مصر سرنگون شد متحمل شد. پیش از آن اسلام گرایی دموکراتیک وی در سراسر آفریقای شمالی مورد ستایش قرار گرفته بود و اعتبار وی در تونس و لیبی بالا بود، اما در پشت چهره تهاجمی فعلی سیاست خارجی ترکیه، عوامل مادی بیشتری تاثیر گذارند. مهمتر از همه اوضاع نابسامان اقتصاد ترکیه است.

اقتصاد ترکیه قبل از ضربه کووید- ۱۹ هم با مشکلات عدیده ای روبرو بود، اما امسال همانند بسیاری از کشورها دچار افت گسترده تولید ناخالص داخلی شده است. درآمد از گردشگری، به شدت کاهش و کسری تجاری افزایش یافته است. در نتیجه، مانند بسیاری از بازارهای به اصطلاح « نوظهور » ارز آن تحت فشار زیادی قرار گرفته است. اردوغان دلیل این امر را که در سوء مدیریت سوداگری‌های اقتصادی که بر بنیان بدهی استوار بود، ندانسته، بلکه آنرا ناشی از دسیسه خارجی‌ها میداند. ترکیه در تلاش برای جلوگیری از سقوط آزاد لیر، ۴۵٪ از ذخایر خود را صرف کرده است. برزیل « بازار در حال ظهور » بعدی است که مقدار زیادی از ذخایر خود را برای محافظت از پول خود صرف می کند اما این فقط ۸٪ است. (14) اما این، همه موضوع نیست. وزارت دارایی ترکیه با استفاده از بانک های محلی خود که مقدار زیادی دلار به دست آورده بودند (که خود به سقوط لیر کمک کرد ) وام های عمومی خود را تا حدی پنهان کرده اند. چنین برآورد شده که دولت ترکیه حداقل ۲۵ میلیارد دلارِ گزارش نشده، کم دارد، بنابراین شعبده بازی‌های اقتصادی اردوغان عاقبت بدی خواهد داشت، مگر اینکه احیای اقتصادی چشمگیری در سال ۲۰۲۱ رخ دهد. در حقیقت اردوغان سالهاست که دست به قمار زده و موکول کردن پیامدهای همه‌گیری به آینده، آخرین مرحله از آن است. اما چنین قماری تنها در صورتی می‌توانست کارساز باشد که همه‌گیری‌ها به زودی پایان می‌یافت، چیزی که چندان محتمل به نظر نمی‌رسد.

اردوغان امیدوار بود که با افزایش نفوذ ترکیه در منطقه و با دستیابی به دستاوردهای اقتصادی و اقدامات نظامی خود در لیبی و مدیترانه شرقی (به شکل نفت و گاز ارزان‌تر)، از این بحران جلوگیری کند و اگر نتواند، تقریباً مثل همه جای دنیا، بتواند آن را به گردن بیگانگان بیاندازد. ناسیونالیسم در ترکیه بعد از عثمانی همیشه با کمالیسم و اکنون با حزب عدالت و توسعه اسلامی اردوغان، یک بازیگر قدرتمند بوده است. و چه راهی بهتر برای تقویت پیام ملی گرایانه درباره عظمت ترکیه درحمایت از آذربایجان ترک زبان، که به هر حال مدت هاست از حمایت ترکیه برخوردار است.

در حالی که آذربایجان می تواند روی ترکیه حساب باز کند، دولت ارمنستان مجبور به انجام بازی پیچیده تری‌ست. متحد نظامی این کشور روسیه خود را متعهد به حمایت از ارمنستان نکرده است، بجز برای پایان دادن به درگیری ها. بنابراین دولت پاشینیان مجبور است که در غرب، جایی که ۹ میلیون نفر از مهاجرین ارمنی زندگی میکنند و میتوانند فشارهایی را بر دولتهای خود وارد آورند، به دنبال پشتیبانی باشد. این مهاجرین در یادآوری نسل کشی ارامنه در سال ۱۹۱۵ توسط ترکیه (16) منفعل نبودند و در چندین پایتخت غربی تظاهراتها را سازمان دادند. ماکرون (به عنوان نماینده اتحادیه اروپا در گروه مینسک) پیشاپیش در دفاع از ارمنستان و در برابر تجاوزات ترکیه پا بجلو گذاشته است، اما در شرایط واقعی به سختی می‌تواند پشتیبانی نظامی خود را برای کمک به ارمنستان ارسال کند. امید اصلی پاشینیان این است که سرانجام پوتین برای جلوگیری از گرایش بیشتر ارمنستان به غرب، مجبور به اقدام شود. اما پیمان دفاعی روسیه که روسیه امضا کرده فقط شامل ارمنستان است، نه قره‌باغ کوهستانی، بنابراین چنین امری یک کارت ضعیف برای بازی است. جای تعجب نیست که پاشینیان سخنان ناسیونالیستی و همچنین اعلام حکومت نظامی را افزایش داده است.

== پیش بسوی پاسخ طبقه کارگر

در مفهوم و چارچوب سرمایه داری جهانی، جنگ در قره‌باغ کوهستانی فقط یکی دیگر از درگیری هایست که سرمایه داری در مرحله امپریالیستی خود، از حل آن ناتوان است. در این جنگ ها ممکن است آتش بسی انجام گیرد، اما این درگیری‌ها در دنیایی که به سمت درگیری‌های تعمیم یافته در حال چرخش است، همچنان از ملزومات همیشگی آنند. بحران کنونی بیش از نیم قرن است که جریان دارد. ۵۰ سالی که مشکل اصلی آن ارزیابی بیش از حد ارزش سرمایه موجود بوده است. کینزینیسم، پول گرایی، تجدید ساختار، جهانی سازی، مالی سازی و سوداگری، همه این گونه مصلحت‌ها و « معجزه درمانها »، در مسیر خود صرفا منجر به تناقضات جدیدی شده همانطور که در سال ۲۰۰۸ دیدیم.

تنها نیرویی که می تواند جلوی این کار را بایستد، طبقه کارگر بین‌المللی است. کارگران آذربایجانی و ارمنی، طی سالیان گذشته نشان داده‌اند که اگر پایش بیفتد می‌توانند به طور مستقل عمل کنند. در سال ۲۰۱۲ رانندگان اتوبوس ارمنستان، در اعتراض به افزایش کرایه، سرانجام با راه اندازی اتوبوس های رایگانو بدان پاسخ دادند (17) و در آذربایجان فقط در امسال چندین اعتصاب و اعتراض صورت گرفته است. اینها در پاسخ به ترفندهای کثیفی است که کارفرمایان در سایه بحران کووید به آن دست زده بودند. کارگران نفت مجبور شده اند که ماهها روی سکوهای نفتی بدون مزد کار کنند (18) و نیز در صورت عدم پذیرش کاهش ۲۰ در صدی حقوق، اکنون تهدید به اخراج شده اند. سایر کارگران (مانند برخی از بانکها) متوجه شده اند که بنگاه اقتصادی، بدون پرداخت حقوق آخرین دو ماه، اعلام ورشکستگی کرده اند. دولت ادعا می‌کند که با ملی کردن شرکت‌های ورشکسته به آنها خسارت پرداخت خواهند کرد، اما کارگران قبلاً هم این وعده ها را شنیده اند، وعده هایی که هرگز به آنها عامل نمیشود.

در حال حاضر مبارزه طبقاتی در هر دو طرف، در حال باختن به جنگ ناسیونالیستی است، که همیشه این چنین بوده است. حتی در روسیه تزاری در سال ۱۹۱۴، شور میهن پرستی، مبارزه طبقاتی در حال رشد را آنچنان به عقب انداخت که هجده ماه از آن نگذشته، میلیون ها کشته و آواره بجا گذاشت. انقلابیون در درون طبقه کارگر، کار خود را برای پایان دادن به جنگ امپریالیستی ادامه دادند، انهم نه از طریق ابراز احساس منفعلانه صلح طلبی، بلکه از طریق مبارزه طبقاتی. تاکنون بهترین بیانیه ای که در مورد این جنگ بیرون آمده، از گروهی است که خود را به عنوان « جوانان چپی آذربایجانی » معرفی کرده است. این شروع خوبی ست و ما هیچ ابایی از نقل طولانی آن نداریم:

"دور اخیر تشدید درگیری بین آذربایجان و ارمنستان در قره‌باغ کوهستانی، بار دیگر نشان می دهد که برای واقعیت‌های کنونی، چارچوب دولت-ملت منسوخ شده است. تنها اشغالگری که باید با آن مبارزه کنیم، همانا ناتوانی در عبور از خط فکری ست که مردم را به انسان و غیر انسان، فقط بر اساس محل تولد آنها تقسیم میکند و سپس برای تثبیت برتری این « انسان ها » نسبت به « دیگرانِ » غیرانسان، میخواهد آنرا تنها سناریوی ممکن برای زندگی در درون مرزهای سرزمینی جا بیاندازد. این اشغالگر ذهن و توانایی‌مان، اجازه نمیدهد که ما فراتر از روایت‌ها و روش‌های قابل تصور زندگی، که توسط دولت های چپاول‌گر ناسیونالیست به ما تحمیل شده اند، را ببینیم. این خط فکری باعث می شود که به محض اینکه برای محافظت از « ملت » در برابر « دشمن » فراخوان داده میشود، از شرایط استثماری زنده ماندن در کشورهای خودمان غافل شویم. دشمن ما یک ارمنی ناشناس که هرگز در زندگی ملاقات نکرده و احتمالاً هرگز او را نخواهیم دید، نیست. دشمن ما همین افراد صاحب قدرت هستند، کسانی با نام مشخص که بیش از دو دهه با استثمار مردم عادی و همچنین استفاده از منابع کشور به نفع خود، فقر را به ما تحمیل کرده اند. آنها هیچ گونه مخالفت سیاسی را بر نمیتابند و از طریق دستگاه امنیتی گسترده خود، مخالفان را به سختی تحت ستم قرار می دهند. آنها مکانهای طبیعی، سواحل، منابع معدنی را برای لذت و استفاده خود اشغال کرده و دسترسی شهروندان عادی به این مکانها را محدود کرده اند. آنها در حال تخریب محیط زیست ما، قطع درختان، آلودگی آب و انجام « انباشت از طریق سلب مالکیت » به بیشترین درجه بوده اند. آنها در ناپدید شدن اماکن و آثار تاریخی و فرهنگی در سراسر کشور، همدست و شریک مجرمین هستند. آنها منابع خود را از بخشهای اساسی، مانند آموزش، مراقبت های بهداشتی و رفاه اجتماعی، به ارتش هدایت كرده اند و برای همسایگان سرمایه دار ما با آرمان های امپریالیستی شان، روسیه و ترکیه سود می رسانند. همه از این واقعیت ها آگاهند، اما به طرز باورنکردنی و عجیبی، به محض شلیک اولین گلوله در جبهه ارمنستان و آذربایجان، موج ناگهانی فراموشی، همه را فرا میگیرد. (19)"

اینها را می توان در مورد طبقه حاکم، و آنچه آنها در تلاشند، با درجات مختلف در هر کشوری در سراسر کره زمین نوشت. انتقاد بجاست اما نتیجه گیری آنها ضعیف است:

ما هر روایت ناسیونالیستی و جنگی را که امکان زندگی مشترک دوباره در این خاک را منتفی میداند، رد می کنیم. ما خواستار اقدامات در راستای صلح و همبستگی هستیم. ما بر این باوریم که از طریق احترام متقابل، نگرش صلح آمیز و همکاری، راهی متفاوت برای برون رفت از این بن بست وجود دارد.

عاطفه و احساسات در بیانیه تحسین برانگیزند، اما به تجزیه و تحلیل طبقاتی خوب که در ابتدای بیانیه آمده، ارتباط چندانی ندارد. وحشیگری جنگ امپریالیستی، با این سیستم اجتماعی رو به زوال عجین شده است و فقط در سرنگونی آن است که می توانیم از شر کشورها (که برای حفظ دارایی ثروتمندان وجود دارند - آنها برای « دفاع از کشور » به معنای دفاع از آنچه در واقع متعلق به آنهاست، وارد جنگ می شوند)، خلاص شویم. فقط مبارزه طبقاتی می تواند جنگ امپریالیستی را متوقف کند و این کار توسط این یا آن مجموعه کارگر در این یا آن کشور به صورت جداگانه ممکن نیست. فقط طبقه کارگر جهانی با اقدامات مشترک می تواند چشم انداز آینده را تغییر دهد.

تاکنون طبقه کارگر جهانی قادر به پاسخگویی به همه حملات فیزیکی و ایدئولوژیکی که طی نیم قرن گذشته تجربه کرده، نبوده است. بسیاری سرنوشت خود را به این یا آن اصلاح طلب مدعی سوسیالیست بودن، که در همه موقعیتها شکست خورده اند، سپردند. با این حال، در این جهان کووید زده نشانه هایی وجود دارد که طبقه کارگر در حال یافتن مجدد خویش است. در سال جاری بیش از ۴۰۰ اعتصاب در ایالات متحده آمریکا و تعداد مشابه در اروپا صورت گرفته است. در آسیا و آمریکای لاتین جنگ طبقاتی حادتر است که البته تا حد زیادی گزارش نشده است. اینها هنوز نشانه های کوچکی از تغییر اما ضروری برای آینده اند چرا که نشانه هایی از خود- فعالیتی کارگران میباشند. رهایی از ویرانگری سرمایه داری نمی تواند از طرف صاحبان قدرت هدیه داده شد، این تنها با یک جنبش سرزنده بین‌المللی و فعالیت انترناسیونالیستی حاصل می شود که طبقه را بر ملت مقدم می دارد. طبقه حاکم، از آنجائیکه کشور در همه جا در واقع املاک آنها است، می تواند برای « کشور خود » بجنگد. اما طبقه کارگر نه مالک چیزی ست و نه صاحب کشوری و تنها با ایدئولوژی ارتجاعی و پست ناسیونالیسم به کشتار برادران هم طبقاتی خود کشانده می شود. در مقابل کشورهایی که در دفاع از بخش کوچکی از جمعیت کره زمین جنگ براه میاندازند، شعار ما همان « هیچ جنگی، مگر جنگ طبقاتی » است. وظیفه ما کماکان همان است که بوده . ادامه مبارزه برای ایجاد یک بین الملل واقعی طبقه کارگر. فقط با ایجاد جنبش کارگری انترناسیونالیستی با یک برنامه و یک سازمان بین‌المللی که به ایجاد جهانی بدون دولت، بدون مرز و ارتش و بدون استثمار اختصاص داده شده است، جامعه واقعی انسان شکوفا خواهد شد. جهانی برای فتح. و گونه ای برای نجات.

عکس: اعتراضات ۲۰۰۸ در ارمنستان در واکنش به تقلب در انتخابات.

یادداشتها:

(1) اعضای دیگر آن بلاروس، آلمان، ایتالیا، پرتغال، هلند، سوئد، فنلاند و ترکیه و همچنین ارمنستان و آذربایجان هستند.

(2) www.leftcom.org/fa/articles/2015-03-06/نفت-و-شنهای-روان-امپریالیسم

(3) « قره‌باغ کوهستانی »: جبهه جدید، یا خطر جدید؟. گروه بحران بین‌المللی. ۴ جولای ۲۰۱۶

(4) برای جزئیات بیشتر در مورد بلاروس، رجوع کنید به: بادهای تغییر در بلاروس: نه دیکتاتوری و نه دموکراسی چیزی برای طبقه کارگر ارائه نمی دهند، افزایش اعتصابات در بلاروس، و متزلزل شدن قدرت لوکاشنکو و بلاروس: دشمنی های میان امپریالیستی و جنبش‌های طبقاتی.

(5) youtube.com

(6) https://www.bbc.com/persian/iran-54342771

(7) https://www.bbc.com/persian/iran-54418045

(8) به لورا پیتل در فایننشال تایمز ۸ اکتبر مراجعه کنید: ft.com

(9) ft.com

(10) ft.com

(11) صف آرایی جدید جدید امپریالیستی در لیبی

(12) حمله ترکیه به سوریه

(13) بحران مصر ادامه دارد: مبارزه قدرت در بالا، در حالی که آدمها در پایین از گرسنگی و فقر می میرند،

(14) ft.com

(15) به سایت Foreignpolicy.com مراجعه کنید

(16) رجوع شود به نسل کشی ارامنه 1915

(17) jacobinmag.com

(18) oc-media.org

(19) http://www.criticatac.ro/lefteast/anti-war-statement-of-azerbaijani-lef…

برچسب‌ها